۱۰۹
امشب بابا دیر اومدن
و دیررفتیم بیمارستان واسه تست ضربان قلب جنین
ولی خداروشکر بازم رفتیم و تموم شد
ماماهایی که ضربانت رو میدیدن و حرکاتت رو
واقعا خوشحال بودن
یکی تا اومدو دید
گفت آففففریییییییین چه ان اس تی خوبییییییی
همون موق چن تا محکم زدی منم دکمه رو فشار میدادم و میخندیدم
اون یکی مامایی که وسایل رو بم وصل کرد
گف عااالیه عاااالی ماشالله هزاااار ماشاالله
گفتم چه نوشابه بخورم چه نه همیشه تکوناش همینطوره
میگه نوشابه انشاالله چیمیگن؟گوشت بشه تنش نوش جونش😇
وقتی زنگ زدن به خانم دکترم خبر بدن
گفت حرکات بسیار عالی و زیاد حدودا ۲۰تا حرکت داشته بچه
الهی من دوووووورت بگردم خببببببب مامانیییییییی🤗🤗🤗🤗
الهی سالم باشی همیشه
چه وقت تولدت چه وقتی پیرپیر پیر شدی با یه عالمه نوه نبیره
ولی اینکه باز گف جمعه صبح برم واسه ان اس تی حالمو بد کرد
وقتی ضربانت خوبه
وقتی اون دکتر پیری که شیفت بودم گف خوبی
آخه چرا اینقدر دکترم حساسه
کاش دکترم یکم کمترحساس بود
دلم میخواست یه دکتر قوی و پردل و جرات تری میداشتم
نمیدونستم واقعا اینجوریه
ولی خب پرسنل خود بیمارستا میرن پیش همین دکتر که من دارم میرم
اونا که خودشون نمیخوان برن یه دکتر معمولی
الان که دارم مینویسم دراووووووج حرکتی
اون صدای خاصم از شکمم میشنوم وقتی ضربه میزنی آخه این چه صداییه😖
هی میری اینور میری اونورررر
کوچولوی من میخواااام توی همین ۳هفته بزرگت کنم
بزرگ بشیییی قوی بشییییییی
یه معجزه بشیییی که اصلا باورشون نشه
بگن چیکارکردی تو مااادر؟؟؟
میخوام با هم دوتایی یه عالاااااااالمه بخورییییم کیفکنییییم
تقویتی بخوریم کیف کنییییییم باشه گل نی نی ناااازم؟؟؟گل پسری قشنگم؟؟؟؟؟باشهههه مامانن؟؟؟؟؟؟
آفرین گلم عزیزم دورت بگردم بزرگ شو ببینن چقدر الکی گیردادن بت
کاش همه جی مث قدیم بود
در اوووووووج ندانستن
۱۰۸
این ۳روز پرازاسترس تموم شد
و نظر خود دکتر این بود
بااینکه نی نی کوچیکه
ولی جفت خوب کارمیکنه
سونوی داپلر اورژانسی که امروز رفتم هم کم استرسی بم وارد نکرد
و اونجا اشک ریختم از شدت فشارایی که این چن روز بم وارد شده بود
ولی بازم شکر که خود دکترم استرسیم نکرد
و واسم تقویتی نوشت به درخواست خودم
خدا بچه رو در پنهانی ترین حالت ممکن بزرگش میکنه
و ما هی میریم نگاهش میکنیم ببینیم چی شد چقدی شد؟؟؟
جز استرس دادن به مادرای طفلکی چی نصیب میشه؟
یه وقتاش واجب هست مخصوصا غربالگری دوم
ولی اینا که الان میفرستنم خدایی لازم نیست
و جز استرس و اضطراب چیزی نداشت
من از خدای خودم ممنونم که کار رو خودش انجام میده
و هیچ چیزی دست بشر و بنده اش نیست
خدا روشکرمیکنم که خودش تاحالا نگهدار بچه من و بچه مامانای دیگه
بوده
خداروشکر میکنم دوستمم تاهفته ای که اون یکی بچش دنیا اوردهبود
جلو رفته و هی سقطای پشت سرهمش رو انشاالله خدا واسش جبران میکنه
و یه بچه سالم و سرحال به اونم میده چن وقت دیگه
خداروشکر میکنم هردو باهمیم و من یه چن هفته ازدوست صمیمی
دوران دبیرستانم جلوترم
و هردومون جنسیت بچه هامون یکیه
و ماه تولدشونم احتمال زیاد هردو
دی 💙
باشه
دوست دارم روزیکه میرم بیمارستان بارون بیاد
ویه هوای عالی و پرازخاطره باشه واسمون
دلم میخواد قدم نی نی کوچولوم خیرباشه وپرازبرکت برای جهان
دوست دارم یه آدم صالح و سالم برای دنیا باشه
۱۰۷
روزهای آخر بارداری در بیماری میگذره
آنفولانزایی که سخت ، سخت بود
و الان خداروشکر بهترم
اما هنوز تتمه بیماری دربدنم حس میشه
سرفه تبولرز شدید بدن درشدید
و استامینوفن خالی که تنها داروی من بود
واصلا روی اون دردها اثری نداشت
الان دخترم در بستر بیماریست
امشب دکتر بردنش و گفته شاید تاهفته دیگم طول بکشه تبش
انتی بیوتیک نداده خب چون ویروسه
کمتر از یه ماه دیگه به تولد نی نی مونده
انشاالله به سلامتی و خیرو خوشی اتفاق بیفته