۶۵
تا بیدار میشی میگی تلویزیونو روشن کن
ساعت۸ ازخواب پامیشی نمیزاری بخوابم
شبا تا صبح ۴یا۵ یا بیشتر بیدارم میکنی
آب شیر ....
امشب دیگه کولاک کردی
بیدارم کردی
میگم جیش داری
هی گریه کردی
هی گریه کردی تا ابنکه
رو لباسم جیش کردی
بعدم میگه دیگه نمیکنم
امشب شب خیلی بدی بود واسم
هم گریه های الکی تو
هم بی خوابی چندین روزه خودم
چند هفته شد ازبیماری ۳تامون گذشت
و من مریض داری کردم با مریضی خودم
و خسته از مریضداری یه خواب میخواستم فقط
صبحا ک کله سحر بیدارم میکنی بعدم نمیخوابی
نمیزاری منم بخوابم
شبام اینجوری
با خواب عصرم ک خدافظی کردم مدتهاست😔
نمیدونم کی ولی واقعا یک سالو خورده ای از ۲سالگیت ینی
یه دفه خوای راحتی نکردی
همش هی میام پیشت
دیگه میدونی خستم
کم اوردم میخوام بیارمت توی اتاق خودمون خودمو راحت کنم
هرچی زحمت کشیدم و سختی دادم خودمو چه کسی قدر دونست
اینکه با اون سختی باون کوچیکیت تونستم ازخودمون جدات کنم
خیلی بود
خیلی کار بزرگی بود
الان بچه مدرسه ایا هنوز تواتاق بابامامان یا میونشون میخوابن
ولی تو رو تونستم
ولی تو همش بیدار میشی بیدارم میکنی گریه میکنی
چه سیر باشی چه گشنه باشی
هرجورباشه عادتت شده بیدار شدن شب و توی روز نزاری هیچ بشری بخوابه
خستم میخوام بخوابم خیلی خستم